تبليغاتX
SETAREYE DONBALEH DAR
خیابونهایی که آخر همشون به سمت غروب خورشید کشیده میشدن. اونموقها در و دیوارهای شهر روی سر آدم میریخت ولی حالا... حالا همشون توی دل آدم میریزن. یا ما خیلی زود بزرگ شدیم یا اینکه دنیا خیلی کوچیک شده.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 15:50 توسط ارمین |

این روزها که میگذره ، احساس میکنم روحم داره از یه جای دور قبل از من ، منو صدا میکنه...

+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 14:9 توسط ارمین |