تبليغاتX
SETAREYE DONBALEH DAR
'عشق مثل مواد مخدر اعتياد آور است'

تيمی در دانشگاه ايالتی فلوريدا دريافت که ترکيب های شيميايی موجود در مغز که مسئول اعتياد هستند در عشق نيز نقش بازی می کنند.

پژوهشگران گفتند که پيک شيميايی موسوم به دوپامين، که مرکز پاداش مغز را تحريک می کند، باعث می شود موش های نر صحرايی تنها يک جفت داشته باشند.

محققان در نشريه "نيچر نوروساينس" (Nature Neuroscience) می نويسند که موش های صحرايی به خاطر ايجاد پيوندهای پايدار معروف هستند.

دوپامين نقشی کليدی در جذب مردم به چيزهای لذت بخش مانند غذاهای خوب بازی می کند.

اين ماده همچنين باعث می شود فرد معتاد نتواند از هروئين يا کوکائين پرهيز کند.

تيم محققان تصميم گرفت موش های صحرائی را مطالعه کند چون اين موجود بيش از هر حيوان ديگری در بروز نشانه های عشق به انسان شباهت دارد.

نر و ماده اين حيوان تنها پس از يک بار جفتگيری با هم پيوند دائمی برقرار می کنند.

محققان دريافتند که پس از جفتگيری، دوپامين در مغز موش نر ترشح کرد و ناحيه ای موسوم به "نوکليوس اکامبنس" که در مغز انسان نيز وجود دارد را تحت تاثير قرار داد.

اين تيم سپس فعاليت پروتئينی را که با ترشح دوپامين در مغز موش فعال می شود مسدود کرد.

آنها دريافتند که با اين کار موش نر ميل قوی خود برای ترجيح دادن جفت خود بر ساير موش های ماده را از دست می دهد.

برندون آراگونا، سرپرست اين تحقيقات گفت که هرچند انسان ها متفاوت هستند اما سازوکار زيربنايی اين حالت در انسان مشابه موش صحرايی خواهد بود.

کالين ويلسون، از انجمن روانشناسی بريتانيا، گفت: "عشق احساسی پيچيده است. بدون شک تغييراتی در سطح فيزيولوژی عصبی روی می دهد، اما مساله تنها به يک ماده شيميايی خلاصه نمی شود."

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:7 توسط ارمین |

مرتضی ممیز
آقای مرتضی ممیز هم رفت
مرتضی مميز در هنگام نامگذاری نگارخانه خانه هنرمندان به نام او گفته بود:
خوشحالم زمانی که هنوز می توانم نفس بکشم مورد محبت دوستان واقع شدم
علت مرگ آقای مميز که هنگام مرگ ۶۹ سال سن داشت، بيماری سرطان پروستات
و عوارض ناشی از آن اعلام شده است و او دو روز پيش از مرگ به دنبال وخامت بيماری اش
به بيمارستان انتقال يافته بود.

http://www.imageslash.com/upload/D9AkP3694.jpg
http://www.imageslash.com/upload/XpaWa9695.jpg
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 22:27 توسط ارمین |

به کی دل میشه بست؟
به خورشید دل نبند چون با اون همه نورشو گرماش
توی غروب تنهات می ذاره
به ماه دل نبند چون با اون همه قشنگیش دم صبح تنهات می ذاره
به ستاره ها دل نبند چون با چشمک زدنش هی خودشو به تو نشون می ده و باز پنهون می کنه
به فصلها دل نبند چون تا دل می بندی فصل رنگ عوض می کنه
به دریا دل نبند چون تا میای باهاش در دل کنی خفت می کنه
به کوه دل نبند چون خیلی مغروره و گوش به حرفات نمی ده
دیدی تا باهاش حرف می زنی صدا تو بر می گردونه
به آبی آسمون دل نبند چون زود سیاه میشه
به سیاهی شب دل نبند چون زود سپید میشه
به کسی دل ببند که هیچ وقت رنگش عوض نشه
به کسی دل ببند که همیشه آماده گوش کردن حرفات باشه
خریدار ناز و غصه هات باشه
به کسی دل ببند که هیچ وقت خاموش نمیشه
به کسی دل ببند که همیشه به صورتت لبخند می زنه
بنام خداوند بخشاینده مهربان
عاشق خدایی باش که همیشه پیشت باشه
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 22:26 توسط ارمین |

این فاجعه عظیم را به تمامی مردم ایران تسلیت میگم . ارمین .

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 22:24 توسط ارمین |

سایت رسمی هری
http://harrypotter.warnerbros.com

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 22:1 توسط ارمین |

عکسهای جدید هری





+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 21:48 توسط ارمین |

این حادثه ناگوار را به تمامی مردم ایران تسلیت میگوییم
سقوط هواپيمای حامل خبرنگاران در تهران

 

ساختمان حادثه دیده

 

گفتگو با یک شاهد عینی حادثه
  
 
برخورد هواپيما با ساختمانی ده طبقه در شهرک مسکونی - نظامی توحيد واقع در جنوب فرودگاه باعث آتش گرفتن آن شد
سقوط يک فروند هواپيمای ترابری ‬سی - ۱۳۰ ارتش ايران روی منطقه ای مسکونی در تهران دست کم 128 کشته برجای گذاشت.
اين هواپيما دقايقی پس از بلند شدن از باند فرودگاه مهرآباد در غرب تهران ظاهراً به دليل مشکلات فنی اقدام به بازگشت و فرود کرد اما در مسير فرود، برخورد هواپيما با ساختمانی ده طبقه در شهرک مسکونی - نظامی توحيد واقع در جنوب فرودگاه باعث آتش گرفتن آن شد.

روابط عمومی نيروی هوايی ارتش ايران کشته شدن کليه نود و چهار سرنشين هواپيما را تأييد کرده است.

سرنشينان هواپيما را خبرنگاران، عکاسان، تصويربرداران و دستياران فنی شبکه های راديويی و تلويزيونی، خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبرگزاری دانشجويان ايران، خبرگزاری فارس، روزنامه های همشهری و کيهان، کارکنان روابط عمومی ستادکل ارتش و نيروی دريايی و دو تن از دانشجويان دانشکده خبر تشکيل می داده اند.

 

اين خبرنگاران برای تهيه گزارش از رزمايشی نظامی عازم منطقه چابهار واقع در جنوب شرق ايران بودند و بنابر فهرستی که از اسامی آنان اعلام شده، پانزده تن از آنان از شبکه تلويزيونی خبر، ده نفر از گروه اجتماعی شبکه اول تلويزيون، سه نفر از بخش مستندسازی تلويزيون، چهار نفر عوامل فنی واحد سيار تلويزيون.

 


محل سقوط هواپيما مجتمع مسکونی کارکنان نيروی هوايی است و آن گونه که در گزارشها آمده، هواپيما به ساختمان بلوک 52 برخورد کرده که شامل 36 مجتمع مسکونی است و تعدادی از قربانيان حادثه را ساکنان اين ساختمان تشکيل می دهند.

اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشها حاکی از اين است که از ساکنان ساختمانی که هواپيما به آن برخورد کرده 55 نفر به بيمارستان انتقال داده شده اند که حال تعدادی از آنان وخيم است.

بنابر گزارشها از آنجا که هواپيما بتازگی پرواز خود را آغاز کرده بوده، مخازن سوخت آن پر بوده و همين امر بر شدت آتش سوزی ناشی از سقوط هواپيما افزوده است.

حسين کيهان، يکی از خوانندگان سايت فارسی بی بی سی برای ما نوشته که هنگامی که در خودرو پشت چراغ قرمر متوقف بوده، ناگهان صدای غرش هواپيما نظرش را جلب کرده و ديده که آتش مهيبی از قسمت عقب هواپيما بيرون زده و درب عقب هواپيما نيز باز بوده و در يک چشم به هم زدن با ساختمان مرتفعی برخورد کرده است.

اميرهوشنگ عافی که می گويد محل کارش در نزديکی محل سقوط هواپيماست و شاهد حادثه بوده برای ما نوشته که به چشم خود انسانهايی را ديده که در آتش می سوختند.

شاهدان عينی ديگر نيز از پراکنده شدن قطعات سوخته هواپيما و خودروهای منهدم شده در اطراف محل حادثه می گويند.

 

به گفته آنها، افرادی که پس از وقوع حادثه برای ياری رساندن به آسيب ديدگان به ساختمان مورد اصابت هواپيما شتافتند، دروازه آهنی ای به ارتفاع سه متر را از جا کندند تا بتوانند وارد ساختمان شوند.

منطقه حادثه تحت تدابير شديد امنيتی قرار داشت تا آنجا که چند خبرنگار که برای گزارش حادثه به محل رفته بودند به خبرنگار بی بی سی گفته اند که پليس آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده، دو دستگاه دوربين تصويربرداری صداوسيمای ايران را شکسته و نوارها و تلفنهای همراه کسانی را که اقدام به عکسبرداری با دستگاههای تلفن می کردند ضبط کرده است.

ايران در سالهای گذشته بارها شاهد سوانح هوايی بوده که يکی از دلايل عمده آن کهنه و فرسوده بودن هواپيماهای مورد استفاده در اين کشور است.

تحريم اقتصادی آمريکا عليه ايران مانع از آن شده است که اين کشور بتواند ناوگان هوايی خود را نوسازی کند.

هواپيمای سی 130 که سقوط آن چنين حادثه ای آفريده، ساخت آمريکاست و بيش از سه دهه است که اين هواپيماها در ترابری نظامی در ايران به کار می روند.

فرودگاه مهرآباد که هواپيما در حال فرود در آن دچار سانحه شده نيز هم کاربرد نظامی و هم غيرنظامی دارد.

اين فرودگاه با گسترش شهر تهران در محدوده شهری قرارگرفته و در حال حاضر مراحل انتقال بخش غيرنظامی آن به فرودگاه امام خمينی که بتازگی در جنوب تهران ساخته شده آغاز گرديده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 22:4 توسط ارمین |

این حادثه ناگوار را به تمامی مردم ایران تسلیت میگوییم
ساختمان اسیب دیده

مجروحان حادثه


مجروحان حادثه


مأموران در حال امداد رسانی


بیرون کشیدن مجروحان


خانواده آسیب دیدگان


ازدحام مردم


بالگردهای امداد


ساختمان حادثه دیده


مجروحان


خانواده مجروحان


عمق فاجعه


 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 22:1 توسط ارمین |

دوستای خوب مثل ستاره های توی

 آسمون هستند حتی وقتی نميبينيشون خیالت

 راحته که سرجاشون هستند.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 15:20 توسط ارمین |

 براي تهيه اين عنصر کافي است مقداري اکسيد

اسکناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا

 مخلوط کرده و دو کاخ طلاي ?? عيار به عنوان مهريه و

 کمي کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها

 اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و

سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت

عشق ، زن در خانه رسوب مي کند! بعضي از

دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداري از

عصاره چرب زباني به عنوان کاتاليزور استفاده شود .

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 15:20 توسط ارمین |

دختر بودن يعني

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........

 

دختر بودن يعني پس اين چاي چي شد؟؟

 

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

 

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن

 

دختر بودن يعني چرا خونه اينقدر کثيفه ؟؟

 

دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟

 

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي 

 

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن 

 

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه 

 

دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟ 

 

دختر بودن يعني  به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا... 

 

دختربودن يعني  برو تو ، دم در واي نستا

 

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن 

 

دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم

 

دختر بودن يعني كجا داري ميري؟

 

دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم

 

دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟

 

دختر بودن يعني  خيلي خودسر شدي

 

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 15:18 توسط ارمین |

معنی کلمه Love

معنی کلمه Love

 

1-L: lake of sorrow

2-O: ocean of tears

3-V: vally of death

4-E: end of life     

 

1-    دریاچه غم

2-    اقیانوسی از شک

3-    پایان زندگی

4-    سرزمین مرگ 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 23:4 توسط ارمین |

امان از دوست ناباب .................
امان از دوست ناباب .................

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 22:54 توسط ارمین |

اخلاق دخترها
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:49 توسط ارمین |

: حقیقتی در مورد دخترا

در 18 ساله هلو

در 28 ساله لبو

در 38 ساله شفتالو

در 48 ساله خرمالو

در 68 ساله لِه

در 78 ساله لولو

در 98 ساله ناپدید

 : حقیقتی در مورد پسرا

در 18 ساله بزغاله

در 28 ساله نخاله

در 38 ساله چاقاله

دز 48 ساله عُمّله

در 58 ساله تاپاله

در 68 ساله مچاله

در 78 ساله زباله

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:46 توسط ارمین |

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:36 توسط ارمین |

جالب
 http://fun.drno.de/flash/bush.swf
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 22:45 توسط ارمین |

روی این کلیک کنی حالت بهم میخوره ( غذای چینی ها )
http://www.prfco.com/matn2/818chinfood.htm

+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 22:46 توسط ارمین |

ساختمان ب.ام.وی
BMW building - SR
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:43 توسط ارمین |

عکس روز

عکس روز

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:41 توسط ارمین |

باران

وقتی بارون سر می گیره قلب من آروم می گیره

 خاطرات با تو بودن دوباره جون می گیره

پشت ابرای خیالم تورو لرزون می بینم

تو را در انتظارم زیر بارون می بینم

بزن بارون بزن بارون

سرا پا خیسه خیسم کن

بزن بارون بزن بارون

عتش دارم تو سیرم کن

جون پناهم زیر بارون دستای گرم تو بود

رفتی و عمری گذشت ولی بی تو گذشت

رفتی و قلب شکسته به دست تو شکست

بارون تو چرا حتی نمی یاد

چرا خبر از تو نمی یاره؟

چراااااااااااااااا؟

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:36 توسط ارمین |

کاش می دانستم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:28 توسط ارمین |

عشق چیست

 عشق برگ لطیفی است که تنها دستان من و تو می تونه اون رو لمس کنه!

از دریا پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : خشکیدن!

از گل پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : پرپر شدن!

از زمین پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : لرزیدن!

از آسمان پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : باریدن!

از کوه پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : آتشفشان!

از انسان پرسیدند: عشق چیست؟ ...

ناگهان ندائی از درونش گفت : ((جدائی...))!!!

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:25 توسط ارمین |

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند...
و گنجشکها جدی جدی می میرند...
آدمها شوخی شوخی زخم می زنند...
و قلبها جدی جدی می شکنند...
و تو شوخی شوخی لبخند می زنی...
و من جدی جدی عاشق می شوم...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:23 توسط ارمین |

مصاحبه شادمهر


 پشت صحنه کنسرت شادمهر خيلی شلوغ بود و همه صف بسته بودن که با شادمهر عکس بگيرن. حتی يه دختر خانمی خيلی احساساتی شد و تا شادمهر رو ديد زد زير گريه و گفت: شادمهر ، بوی ايران رو می دی ! بالاخره تونستيم در رو فشار بديم ، همه رو بيرون کنيم و با شادمهر در کنار گيتار جديدش يه گپی بزنيم:

 بهزاد : شادمهر ، تنظيم آهنگ هات برای کنسرت حرف نداشت و خيلی با حال بود . آهنگ "محال" هم بدون شک يکی از آهنگ های تک آلبوم جديدته چون تماشاچي ها ازت خواستن که دو بار اجراش کنی.

شادمهر : فکر می کنم آهنگی باشه که مردم دوست داشته باشن و باهاش خاطره ساختن .

امشب هم کارهای خيلی جالبی کردی. با ويلن صداهای عجيبی درآوردی مثل اسب و بلبل! و يک گيتار با نقش نظامی دستت بود که برنامه رو با اون شروع کردی.

اتفاقآ اين گيتاره رو شانسی پيدا کردم و اين مدل ارتشی استاندارد خودشه ، امشب بخاطر تنظيم های مخصوصی که آماده کرده بوديم آهنگ "خيالی نيست" رو با گيتار اجرا کردم ، با همين گيتار الکترونيک جديدم .

شادمهر و گیتار جدیدش !

تنظيم های امشب با تنظيم های آلبوم هات فرق داشت؟

آهنگها رو با کامپيوتر و با سازهای زنده اجرا کرديم ، بنابراين صداهای تازه و ملودی های تازه استفاده کرديم .

الان بيشتر از يک سال از کنسرت دوبی می گذره ، يادت مياد ؟

اولين کنسرت ، تقريبآ يک سال و شش ماه پيش بود.

يادمه اولين بار که کنسرت داشتی ، روی صحنه مطمئن نبودی و می گفتی که کار توی استوديوت خيلی بهتره ، ولی الان می بينم که از صحنه جدا نخواهی شد .

به هر صورت تمام آدم هايی که خارج از کشور هستند ، برای اينکه بتونن خودشون رو زنده نگه دارن مجبورن کارشون رو درست انجام بدن و در خارج از کشور صحنه خيلی مهمه و بايد دائمآ با تنظيم های جديد و اجراهای نو  نشون داد که هم علاقه به کارت داری و هم تواناییشو داری .

شادمهر در کنسرت لندن ( سالن له پله - نوامبر 2005 )

از آلبوم جديدت ( آغوش ) يه ويديو کليپ دادی بيرون که فوراً آهنگش روی اينترنت پخش شد. ميخوام بدونم نظرت در اين مورد چيه ؟

نمی تونم بگم که از روی قصد اين آهنگها رو کپی می کنن که سرمايه گذار من رو اذيت کنن . فکر ميکنم که فقط از روی عشقه . من خودمم اگر يه کاری رو دوست داشته باشم ميخوام همش اون رو گوش کنم . ولی خوب بهتره که اين کار رو نکنن چون ديگه سرمايه گذار امکان فروش آلبوم رو پيدا نمی کنه .

ما خيلی منتظر آلبوم جديدت هستيم . همه هی گفتن دير شد زود شد . حدس ميزنی کی اين آلبوم بيرون بياد ؟

الان فکر ميکنم که ديگه همه کارهاش تموم شده و بزودی در دبی برای اولين بار بيرون خواهد اومد و بعد در سراسر دنيا .

شادمهر در کنسرت لندن ( نوامبر 2005 )


عکس روی جلد هم که عوض شد چون بعد از اين که عکس روی جلدت رو بی بی سی روی اينترنت گذاشت ، فوری چند آهنگ جديد و قديمتو که همه جا هست با اين عکس رو جلد بيرون دادن و خيلی ها رو گول زدن !

بله از بس که اين داستان پرتلاطم هست !

از آلبوم " آدم فروش" دو سال می گذره ، درسته؟

آره ، فکر کنم دو سال گذشت .
البته در اين مدت با خوانندگان ديگه مثل خانم مهستی و آقای ستار کار کردم و با يه خواننده جديد زن هم دارم کار می کنم که هنوز اسم ايشون محفوظ بماند .
من فکر می کنم که موسيقی پاپ ايرانی خواننده زن خيلی کم داره و بايد اين خواننده ها رو حمايت و تشويق کرد تا يک تعادلی بين خواننده های زن و مرد ايرانی به وجود بياد .

شادمهر و ویولن جدید و استثناییش

شادمهر همونطور که گفتم يه گيتار جديد داشت با نقش نظامی که باهاش آهنگ خيالی نيست رو زد و واقعاً نشون داد که در نواختن گيتار هم چيره دسته .
با ويلونی برنامه اجرا کرد که بدنه اش به شکل حرف S‏ انگليسی بود و حتی شگردهای صدايی باهاش اجرا کرد که مردم خيلی براش دست زدن . شادمهر به زودی در يک پروژه بزرگ موسيقی ( با سازهای کلاسيک خارجی ) شرکت خواهد کرد که در ماه های آينده شما رو ازش باخبر می کنيم .
 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 22:50 توسط ارمین |