تبليغاتX
SETAREYE DONBALEH DAR
به یاد مرحوم اقاسی
بتراش ای سنگ تراش سنگی از معدن درد بهر مزارم بتراش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 22:13 توسط ارمین |

اگه کسی رو دوست داشته باشی.نمی تونی تو چشماش زول بزنی.

نمی تونی دوری شو تحمل کنی.نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری.

نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری.واسه همینه که عاشقا دیوونه

میشن

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 17:17 توسط ارمین |

تو سینم یه زخمه و تو فکرم یه لکه سیاه
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 22:13 توسط ارمین |

سلام :

بازم از نظراتتون ممنون دوستان . مخصوصا از مریم جان .

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 22:6 توسط ارمین |

حالم از همتون بهم می خوره!!!!!!

حالم از همه آدما بهم می خوره. فکر نمی کردم آدما تا این حد پست و کثیف باشند. آدمایی که این همه ادعای فهم و شعور می کنند هیچی نیستند. دیگه چه برسه به بقیه. خدایا بهم صبر بده تا بتونم این همه بدی و پلیدی رو تحمل کنم. خدایا از دست این مترسک ها نجاتم بده. دیگه حالم از همشون بهم می خوره. تو دوستی چیزی کم نذاشتم اما از اونایی که فکرش رو نمی کردم خوردم. اونایی که در ظاهر خوب و مهربون بودند اما از پشت بهم خنجر زدند. کثافت هایی که تا خرخره تو لجن فرو رفتند و حالیشون نیست چی کار دارند می کنند. آدم فروش هایی که به خاطر بالا بردن خودشون بقیه رو له می کنند. آدم های ضعیفی که برای پنهان کردن ضعف های خودشون دیگران رو زیر سوال می برند و به لجن می کشند. حالم از همشون بهم می خوره. حتی شنیدن صداشون هم آزارم می ده. اما درس خوبی برام بود. یاد گرفتم منم مثل بقیه باشم... هرچند من مثل اونا ضعیف و بی اراده نیستم و هیچ وقت اجازه نمی دم حرفای دیگران به راحتی روم تاثیر بذاره و نظر منو در مورد دیگران عوض کنه. من مثل اونا نیستم که برای پنهان کردن اشتباهات خودم دیگران رو به لجن بکشم و بهشون توهین کنم. اما می دونم که همشون بالاخره یه روزی چوب تمام کارهاشون رو می خورند. ولی افسوس که اون روز دیگه خیلی دیره.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 22:36 توسط ارمین |

به نام آنکه
باران
  قطره
        و...
            من
                را آفريد...

                          
                                 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 20:50 توسط ارمین |

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 21:45 توسط ارمین |

مرسی
سلام :

از دوستانی که لطف کردن و نظراتشون رو برای من دادن ممنون . مخصوصا از مریم و سمیرا خانوم .

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 23:5 توسط ارمین |

اینم عکس جدید هری
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 16:21 توسط ارمین |

همینه.......

زندگی اجبار است

مرگ انتظار است

عشق یک بار است

جدایی دشوار است

ولی یاد تو تکرار است

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 16:19 توسط ارمین |

میدونی ...
میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشماتو میبندی ؟

وقتی میخوای بخندی ، وقتی میخوای کسی رو بوس بکنی ،

وقتی میخوای تو رویا بری چشماتو میبندی ؟

چون قشنگترین چیزهای این دنیا دیدنی نیست !!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 16:18 توسط ارمین |

چرا........
وقتی بچه بودیم همیشه دخترها عاشق عروسکاشون بودن و پسرها عاشق مردهای قوی هیکل ، ولی وقتی که بزرگ شدیم نمیدونم چرا دخترها عاشق مردهای قوی هیکل شدند و پسرها عاشق عروسکها .

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 16:16 توسط ارمین |