تبليغاتX
SETAREYE DONBALEH DAR
تفاوتهاي بين مردان و زنان (طنز)
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد
تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،
ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج
ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار: 
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 1:11 توسط ارمین |

بیوگرافی
jol-1.jpg
خانواده سبز :نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، . قد: 173 سانتیمتر
او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "جان ویت" ( برنده جایزه آکادمی ) و نام مادرش "مارچلین برتلند" است. همچنین او خواهرزاده "چیپ تایلور " می باشد. در ضمن "جولی" در زبان فرانسه به معنای "زیبا" است. او در سن 14 سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان "بورلی هیل" فارغ التحصیل شد.
"آنجلینا" بعدها در انستیتو تئاتر "لی استرابرگ" آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون : "میت لف" ، "لنی کراویتز" ، آنتنلو وندیتی" و گروه "لمون هدتز" ایفای نقش نمود. در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است. وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی USC که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد.
jol2.jpg

"آنجلینا" در تاریخ سوم فوریه 1995 با "جانی لی میلر" ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جانی لی میر" به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود!

jol3.jpg
"آنجلینا" یک کلکسیونر چاقو نیز هست و می گوید که به علم غسال خانه بسیار علاقمند است! از آرزوهای دوران کودکی او نویسندگی مراسم آئین کفن و دفن می باشد!
رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش "جیمزهاون" می باشد. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و "آنجلینا" نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : "جیمی کجاست؟ (1999)
jol4.jpg

شخصیت مورد علاقه او در فیلمهای دیسنی "دومبو" فیل پرنده می باشد. وی عنوان کرده : "زمانیکه دمبو قادر به پرواز شد ، او گریه کرده است!"

شهرت وی از فیلم "عشق همان است که هست" ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج "آنجلینا" در تاریخ پنجم می 2000 با "بیلی باب تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسری به نام "مادوگس" است. "جولی" نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم "خارج از مرزها" ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد.

او در ماه می 2002 به عنوان سفیر خوشبختی ، از کمپ پناهندگان تام هین در تایلند بازدید کرد. او در تاریخ 27 می 2003 از همسر دومش "بیلی باب تورنتون" جدا شد.

jol5.jpg

بر اساس تحقیقات یک مرکز سینمایی مشخص شد که 35 درصد پاسخ دهندگان می گویند که "آنجلینا" اولین انتخاب آنها برای مراسم شام سال نو می باشد. در این تحقیق "کاترین زتا جونز" رتبه دوم را دارد.

"جولی" تصمیم گرفته که از حرفه بازیگری کناره گیری کند و همراه پسرش "مادوگس" در انگلیس اقامت داشته باشد. او می گوید : "می خواهم با دنیای فیلم وداع کنم و یک مادر تمام عیار برای مادوگس باشم و بیشتر در برنامه ها و جلسات مربوط به والدین و مربیان شرکت کنم!"


او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند.

قبل از جدایی او و همسر دومش ( بیلی باب تورنتون ) ، از "آنجلینا" پرسیده شده بود که اگر "بیلی" به تو خیانت کند ، با او چه می کنی ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمی کشم! چون عاشق فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتیاج دارد. ولی او را کتک میزنم! "آنجلینا" در جایی دیگر در مورد جدایی از همسر دومش گفته بود :"رابطه ما یک رابطه واقعی و عمیق بود. برایم آسان نیست که بخواهم بگویم چه چیز باعث ایجاد مشکلات و جدایی ما شد. بیلی شبها با موزیک و شغلش
سرگرم می شد و من هم با فرزندم بودم. به هر حال از این مسئله هم عصبی هستم و هم غمگین. این دوران برای من ، سخت ناراحت کننده است.

بد نیست بدانید دستمزد "آنجلینا" در فیلم "The Cradle of Life" 2003 دوازده میلیون دلار بوده است!


آنجلينا فرزند خوانده ای به نام مدوکس نيز دارد و در حال حاضر به نظر مي رسه به برد پيت علاقه مند شده است که البته خودشون اين رابطه رو تکذيب ميکنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 22:10 توسط ارمین |

چرا آقایون زودتر از خانم ها میمیرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم:

-اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید.
-
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید

-اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
-اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

-اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
-اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

-اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
-اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

-اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
-اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

-اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
-اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

-اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
-اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است

-اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
-اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

-اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
-اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

-اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
-اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید

-اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
-اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

-اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
-اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید

-اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
-اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید

-اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
-اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

-اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
-اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند!

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 17:47 توسط ارمین |

با تشکر از ماندانا که این متن رو برام میل کرد

به اونايي كه براتون ارزش دارن

 

 بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
 ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم
 اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده
 در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ، ئلي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كرد
 دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي ترو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه
دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني
 رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي
 آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي
 به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني
 هميشه خودتو جاي ديگران بذار اگر حس مي كني چيزي ناراحتت مي كنه احتمالا ديگران رو هم آزار مي ده
 شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن 
 شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است ، براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن ، چون فقط اينها هستن كه اهمين ديگران رو تو زندگيشون مي فهمن
 عشق با يك لبخند شروع ميشه با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم مي شه ،‌ روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجا رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري ، 
 وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني وقتي رفتي تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 15:22 توسط ارمین |

Mr & Mrs Smith

یک زوج جوان(آنجلینا جولی و برد پیت) از زندگی یکنواخت خود خسته شده بودند ولی خودشان نمیدانستند چرا...به هر حال اونها جفتشون آدمکش هستند.

و انقدر ماهر هم هستند که هر کی میخواد ۱۰۰٪ یکی بمیره حتما از این دوتا استفاده میکنه!ولی زندگی جدای آنها در معرض پیوند با هم قرار میگیرد وقتی میفهمند که هدف بعدی برای کشته شدن خودشان هستند!

سبک فیلم:حادثه ای،اکشن،رومانتیک.

مدت:۱ ساعت و ۵۵ دقیقه

تاریخ اکران: ۱۰ ژوئن ۲۰۰۵

محدوده سنی:حد اقل ۱۳ سال(به خاطر صحنه های هیجانی و صحنه های نامناسب برای افراد زیر ۱۳ سال.)

نام شرکت سازنده:Twentieth Century Fox

بازیگران:Angelina Jolie, Brad Pitt, Adam Brody, Vince Vaughn, Angela Bassett (برای اطلاعات روی اسمشون کلیک کنین)

کارگردان:Doug Liman

تهیه کنندگان:Erik Feig, Arnon Milchan, Lucas Foster

Angelina Jolie and Brad Pitt in 20th Century Fox's Mr. & Mrs. Smith

Brad Pitt and Angelina Jolie in 20th Century Fox's Mr. & Mrs. Smith

 

Brad Pitt and Angelina Jolie in 20th Century Fox's Mr. & Mrs. Smith

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 20:5 توسط ارمین |

هرگز
هرگز به کسي دل مبند چون دنيا آنقدر کوچک است که دو دل در کنار هم جاي نمي گيرند و اگر به کسي دل بستي هرگز از او جدا نشو زيرا دنيا آنقدر بزرگ است که ديگر او را نخواهي يافت...
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 2:14 توسط ارمین |

 میدونید چرا حبیب احمقترین خواننده اعلام شد

چونکه عمریه داره گیتار میزنه ولی میگه صدای دهل میاد

+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 23:55 توسط ارمین |

همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده . ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود ، كه پيروزي در آن ، رمز و رازي دارد. سيدني . جي . هريس نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موّفقيت درآن،راه هايي ساده پيشنهاد ميكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطلب راهنماي خوبي براي شما خواهد بود

برنده متعهد ميشود
.
بازنده وعده ميدهد

.
وقتي برنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: اشتباه كردم
.
وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: تقصير من نبود
.
برنده بيش از بازنده كار انجام ميدهد، و در انتها باز هم وقت دارد
.
بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نميتواند به كارهاي ضروري به پردازد
.
هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطناً ازبرنده شدن دارد
.
برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي پردازد
.
بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها ميكند
.
برنده ميگويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم
.
بازنده ميگويد: هيچ كس راه حلي را نميداند
.
برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار ميكند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد
.
بازنده آن جا كه نبايد، سازش ميكند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه ميكند
.
برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان ميدهد
.
بازنده مي گويد: «متاسفم» ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار ميكند
برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح ميدهد، هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد
بازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح ميدهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد.
برنده گوش مي دهد.

بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است
برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت ميكند
بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف، و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار ميكند
.
برنده ميگويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد
.
بازنده ميگويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است
برنده به افراد برتر از خود، احترام ميگذارد، و سعي ميكند تا از آنان چيزي بياموزد
.
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است
.
برنده گامهاي متعادلي بر ميدارد(پشت سرهم بادقت)
.
بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند
برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است
.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است

چطور بود؟؟  خوشتون اومد؟

بي تعارف نظرخود رابگوييد

+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 23:51 توسط ارمین |

فرق بین دخترها و پسرها
پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره)
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 16:49 توسط ارمین |

جالب
1- عمومی‌ترين نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی كه آغاز شده است پايان می‌يابد.
3- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولانی‌ترين كلمه‌ای است كه می‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمی‌توانيد با حبس نفستان، خودكشی كنيد.
7- محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
8- وقتی كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتی عطسه می‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه می‌ايستد.
9- خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدنی، قادر به ديدن آسمان نيستند.
10- وقتی كه به شدت عطسه می‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خونی در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌های شيشه جلوی اتومبيل و چاپگرهای ليزری توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذايی كه فاسد نمی‌شود، عسل است.
13- كروكوديل نمی‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
14- حلزون می‌تواند سه سال بخوابد.
15- تمامی خرس‌های قطبی چپ‌دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوايی «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويی كند.
17- پروانه‌ها با پاهايشان می‌چشند.
18- فيل‌ها تنها جانورانی هستند كه قادر به پريدن نيستند.
19- در 4000 سال قبل، هيچ حيوانی اهلی نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها می‌ترسند كه نمی‌توانند آن‌ها را بكشند.
21- مورچه هميشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می‌كند.
22- قلب انسان فشاری كافی ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتی (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
23- موشهای صحرايی چنان سريع تكثير پيدا می‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايی قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
24- صندلی الكتريكی توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش می‌دهد.
26- فندك قبل از كبريت اختراع شد.
27- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 16:44 توسط ارمین |

بخون و بخند

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!?
2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!
3- وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
4- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
7- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!
8- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين!
9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!
10- از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه!
11- در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!
12- به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين!
13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!
14- وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين!
15- موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و ?گلاب به روتون? استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!
16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!
17- بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!
18- شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين!
19- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!
20- وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته!
21- صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!
22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين!
23- وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده!
24- وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!
25- چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين!
26- بادكنك بچه ها رو بتركونين!
27- مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!
28- وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد!
29- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!
30- كليد آپارتمان طبقه 13 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!?
31- ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!
32- توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!
33- هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره!?
34- حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!
35- نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!
36- دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!
37- عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!
38- پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين!
39- با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!
40- شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!
41- موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!
42- توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!
43- شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!
44- توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!
45- توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!
46- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!
47- يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!
48- توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!
49- چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!
50- ورقهاي جزوه ء 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!

چند روش هم شما پيشنهاد بدين

+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 16:40 توسط ارمین |

کاش ميشد عشق را بی عاشقش تعريف کرد
يه کمی از نرمی و زيباييش توصيف کرد
كاش ميشد بلبلان خوش صدارااز قفس آزاد كرد
نغمه زيبايشان را از درون احساس كرد
كاش ميشد مرده اي يا زنده در اين دنيا گريست
از غم و اندوه خود نيز ديگران را غمگين كرد
كاش ميشد از درون ديگران آگاه بود
قلب هاي پر تپش را آرام كرد
كاش ميشد در جهان پر فريب هوشيار بود
خنده اي بر گونه اي لبريز كرد

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 21:53 توسط ارمین |

دوباره ضد حال
۱-ضد حال یعنی با نمره ی۷۵/۹ افتادن

۲-ضد حال یعنی مثلا با یه دختر تو چت آشنا بشی

وقت شماره دادن کارت اینترنتت تموم بشه

۳-ضد حال یعنی سربازی رو افتادن لب مرز

۴-ضد حال یعنی وقتی که فیلمه مورد علاقت پخش 

میشه برقا برن

۶-ضد حال یعنی وقتی با یه دختر قرار می زاری وقت قرار پدرش هم بیاد

۷-ضد حال یعنی همه چی!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 21:49 توسط ارمین |

داستان کوتاه و خیلی با حال
يکي بود يکي نبود .
غير از خداي مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچي SMS  هم براش ميزنم
باز جواب نمده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا  بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
مي خوان  ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام .
شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌: حنا کجا ميري ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .
شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه  !!
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي .
بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزي يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم  قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد .
بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .
شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون هاو چراو عمو پورنگ ديگه با حنا و نل و يوگي و ....
خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 21:47 توسط ارمین |

علایم اعتیاد به اینترنت
  1. ساعت 4 صبح كه از خواب بيدار شده‌ايد و براي آب خوردن به طرف آشپزخانه مي‌رويد در بين راه Emailهايتان را چك مي‌كنيد.
  2. وقتي مودم را خاموش مي‌كنيد احساس پوچي مي‌كنيد، مثل اينكه عزيزي را از دست داده باشيد.
  3. تصميم مي‌گيريد يكي دو سالي بيشتر در دانشگاه باشيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.
  4. در نامه‌هاي پستي هم از Smiley (مثل (-: ) استفاده مي‌كنيد.
  5. وقتي مي‌خواهيد بخنديد سرتان را نود درجه بسمت چپ مي‌چرخانيد (رجوع شود به مطلب قبل).
  6. تكاليفتتان را به فرم HTML در‌مي‌آوريد و آدرس آنرا به استادتان مي‌دهيد.
  7. سگ شما هم براي خودش يك صفحه وب دارد.
  8. حتي خوابهاي شبهايتان هم به فرمت HTML است.
  9. سنتان را به صورت 3.x نشان مي‌دهيد.
  10. پسرتان جواد را Java صدا مي‌زنيد.
  11. همسرتان را به اين صورت معرفي مي‌كنيد: aghamon@work.money و ayal@kitchen.com
  12. همه دوستانتان يك @ در اسمشان دارند.
  13. از اينكه در يك آگهي ترحيم نمي‌توان آدرس Email جديد مرحوم را نوشت ناراحت هستيد.
  14. تنها ارتباطتان با افراد منزل از طريق Email است.
  15. انتخاب بين پرداخت قبض آب و هزينه اشتراك اينترنت آسان است، بايد مدتي بي‌آبي را تحمل كرد.
  16. خانمتان يك كلاه گيس بر روي مانيتور مي‌گذارد كه به شما يادآوري كند كه او چه قيافه‌اي دارد.
  17. بر روي كنترل تلويزيونتان هم Double Click مي‌كنيد
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 11:8 توسط ارمین |